هنوز یاد تو از یادم نمیره
چرا عشق از دل آدم نمیره
بنای خلقت آدم از عشقه
نمیره هرچی از یادم از عشقه
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
کمک کن باز بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
محبت کن در این آشفته حالی
نمونه مکتبم از عشق خالی
نصیبم کن که عاشق پیشه باشم
تو این آشفتگی همیشه باشم
نصیبم کن که عاشق پیشه باشم
تو این آشفتگی همیشه باشم
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
کمک کن باز بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
بزن باد بهاری تازه تر شم
بزن از کار دنیا بی خبر شم
بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی
بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
نوشته شده توسط یاسمین در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 ساعت 9:21 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
خواننده: جمشید جم
سال اجراء: بهمن 1357
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کن
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
نوشته شده توسط یاسمین در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 7:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم . ارد بزرگ
سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند . اُرد بزرگ
یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد . اُرد بزرگ
پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است . اُرد بزرگ
هنرمندان ناب ، هر روز در برابر دیدگان مردم نیستند . اُرد بزرگ
نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد . اُرد بزرگ
نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . اُرد بزرگ
کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . اُرد بزرگ
از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ
گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است . اُرد بزرگ
دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . اُرد بزرگ
در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . اُرد بزرگ
دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . اُرد بزرگ
گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . اُرد بزرگ
اگر نتوانیم به تبار خویش سامانی درست دهیم ، مانند این است که در خانه ایی بی دیوار زندگی می کنیم . اُرد بزرگ
اندیشه و سخن ریش سفیدان برآیند بردباری ، مردمداری و سرد و گرم چشیدگی روزگار است . اُرد بزرگ
ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . اُرد بزرگ
دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . اُرد بزرگ
ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود . اُرد بزرگ
آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت . اُرد بزرگ
برای نزدیکی و همگرایی قوم خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را پیش گیرید . اُرد بزرگ
نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . اُرد بزرگ
هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ
آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی . اُرد بزرگ
نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . ارد بزرگ
آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد . اُرد بزرگ
پیران جهان دیده برای گفتگو مانع تراشی نمی کنند . اُرد بزرگ
اسنخوان بندی فریاد ، پاسخ هزاران ستم بی صداست . اُرد بزرگ
آنکه می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد . اُرد بزرگ
جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن . اُرد بزرگ
راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش . اُرد بزرگ
خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن مسیر پیشرفت . اُرد بزرگ
آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست . اُرد بزرگ
برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ
یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . اُرد بزرگ
خودت را بشناس اما به آن مبال . اُرد بزرگ
راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است . اُرد بزرگ
نگاه زمینیان ، تهی است از انوار آسمانیان . ارد بزرگ
بسیاری در پیچ وخم یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای. اُرد بزرگ
بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند . اُرد بزرگ
ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت نیست . اُرد بزرگ
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ
انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ
کردار ناپسند خویش را با دارایی زیاد هم نمی توانی پنهان سازی . اُرد بزرگ
پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . اُرد بزرگ
خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . اُرد بزرگ
نکات سخت هم اساسی ساده دارند . اُرد بزرگ
سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . اُرد بزرگ
برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی . اُرد بزرگ
برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . اُرد بزرگ
کاهلی خشم بدن را در پی دارد و چه زود با لرزش و تلاتم آن را بروز می دهد . اُرد بزرگ
سفر ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا . اُرد بزرگ
بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است . ارد بزرگ
خموشی ، دری به سوی نگاه ژرف تر است . اُرد بزرگ
برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . اُرد بزرگ
ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد . اُرد بزرگ
کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست . اُرد بزرگ
برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن . اُرد بزرگ
به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش . اُرد بزرگ
در زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدها گره باز نشدنی است . اُرد بزرگ
با بردباری همه چیز در چنگ توست . ارد بزرگ
در کنارمان دلبر هست و اگر نیست ، در سفر رسیدن به اویم . پس تنهای وجود ندارد . اُرد بزرگ
برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز . اُرد بزرگ
برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو . اُرد بزرگ
روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند . اُرد بزرگ
پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ
با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و رودها و چشمه ها را لبریز می کنند . اُرد بزرگ
به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . اُرد بزرگ
تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . اُرد بزرگ
راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . اُرد بزرگ
روشنایی روز ، دلیل و برهان نمی خواهد . اُرد بزرگ
هنگامه شادمانه سرودن و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است . اُرد بزرگ
میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز باقی خواهد ماند . اُرد بزرگ
شب زندگی برای خردمند ، همچون روز روشن است . اُرد بزرگ
اندرز جوان باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد . اُرد بزرگ
هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن . اُرد بزرگ
در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد . ارد بزرگ
اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند . اُرد بزرگ
تنها با از خودگذشتگی برای دیگر آدمیان می توان جاودانه شد . اُرد بزرگ
خار های کوچک زخم به جان نمی زنند ، بلکه با او می آمیزد برای روزهای سختر . اُرد بزرگ
سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد . اُرد بزرگ
بی گمان اولین باژ ، آخرین باژ نخواهد بود . اُرد بزرگ
با احساس می شود پند و اندرز داد اما سامان دهی به کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی توانمند دارد . اُرد بزرگ
سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . اُرد بزرگ
پشیمانی، اولین گام برای پوزش است. اُرد بزرگ
استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت . اُرد بزرگ
نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست . اُرد بزرگ
آدم خودبین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد . اُرد بزرگ
یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . اُرد بزرگ
ستایش ، هنگام نو رُستن را . اُرد بزرگ
آه و بردباری ، ریشه هر دیوزاد ، و بد خویی را ، خواهد کَند . ارد بزرگ
آدم مادیگرا جادهای احساسش ، کم رفت و آمد است . اُرد بزرگ
کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . اُرد بزرگ
گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد . اُرد بزرگ
رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد . اُرد بزرگ
نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . اُرد بزرگ
آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . اُرد بزرگ
رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست . اُرد بزرگ
این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت . اُرد بزرگ
ریگهای ساحل خرد ، نشیمنگاه پندارهای پاک و شبانه توست . اُرد بزرگ
خرد ابتدا به اندیشه پناه می برد . اُرد بزرگ
پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . اُرد بزرگ
آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند . اُرد بزرگ
سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگ
شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ
خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست . اُرد بزرگ
نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد . اُرد بزرگ
تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است . اُرد بزرگ
بسامدها : امواج
کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . اُرد بزرگ
برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . اُرد بزرگ
کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . اُرد بزرگ
تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . اُرد بزرگ
آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . اُرد بزرگ
جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ
خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ
این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان بشر است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . اُرد بزرگ
چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . اُرد بزرگ
شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان . اُرد بزرگ
بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و ... اُرد بزرگ
یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . اُرد بزرگ
هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . اُرد بزرگ
ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . اُرد بزرگ
صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . اُرد بزرگ
نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . اُرد بزرگ
کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد . اُرد بزرگ
اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد . اُرد بزرگ
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . اُرد بزرگ
آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟ اُرد بزرگ
هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود . اُرد بزرگ
بدگویی ، رسوایی در پی دارد . اُرد بزرگ
اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . اُرد بزرگ
با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ
اگر آماده نباشیم ارزشمندترین زمان ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست بخت کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن در هر حرفه و کاری . اُرد بزرگ
شهامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است . اُرد بزرگ
بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . اُرد بزرگ
بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است . اُرد بزرگ
ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . اُرد بزرگ
کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است . اُرد بزرگ
رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست . اُرد بزرگ
برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . اُرد بزرگ
تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم . اُرد بزرگ
کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است . اُرد بزرگ
کیهان دارای ساختاری هدفمند است . این ساختار به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف ، در آن بر جای می گذارد . اُرد بزرگ
تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . اُرد بزرگ
هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ
آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست . اُرد بزرگ
کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. اُرد بزرگ
چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار زبونی شدند . اُرد بزرگ
آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود . اُرد بزرگ
نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها . اُرد بزرگ
آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . اُرد بزرگ
اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست . اُرد بزرگ
نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز . اُرد بزرگ
اگر در بند زندگی روزمره تان شوید نمی توانید گامی بسوی بهروزی بردارد . اُرد بزرگ
ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست . اُرد بزرگ
آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم . اُرد بزرگ
هر پیوستنی آگاهی و میوه ای نو ارمغان می آورد . اُرد بزرگ
با ، رفته گان به جهان دیگر، نتوان همراه شد ، که این کوشش و همراهی عمر را بباد می دهد . اُرد بزرگ
آنکه زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد و بدین گونه از هر چه داشت تهی گشت . اُرد بزرگ
وزن یک تهمت ، سنگین تر از هزار هزار دشنام است . اُرد بزرگ
بدخو ، عمرش کم است . اُرد بزرگ
زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است . اُرد بزرگ
مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . اُرد بزرگ
همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر برای خود باش ، و اگر کسب دانش آرمانت است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد . اُرد بزرگ
آغاز هر روز، نو شدنی دوباره است ، و زمانی برای پویایی بیشتر . اُرد بزرگ
اهل خرد و فرهنگ همیشه زنده اند . اُرد بزرگ
خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد . اُرد بزرگ
بداندیش همیشه ، کارش گره می خورد . اُرد بزرگ
نادان همیشه از آز و فزون خواهی خویش خسته است . اُرد بزرگ
فرزند نانجیب ، آتش عمر پدر است . اُرد بزرگ
از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس . ارد بزرگ
مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ، به اشک به دنبالش خواهد دوید . اُرد بزرگ
چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید با یادشان اندیشه هواخواهان خویش را گرما دهند . اُرد بزرگ
آنکه راستی نپوید گرفتار آمیزش با اهریمن است ، فرزند این آمیزش فتنه است و شورش . اُرد بزرگ
غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . اُرد بزرگ
میوه کشتن ، کشته شدن است . اُرد بزرگ
سرآمد دشواری و سختی دانایست و دانا چشم خویش را بر بسیاری از زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست . اُرد بزرگ
هر آنکه خردمندتر است اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید . اُرد بزرگ
روز های خوش برای کژاندیش بسیار کوتاه و روز کیفر بسیار دراز . اُرد بزرگ
اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است . اُرد بزرگ
چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . اُرد بزرگ
نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 1:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ
در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب
انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون
تمدن چيست ؟ نتيجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون
زن رسماً مربي مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس
اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسي پرورش مي داد ؟ . ناپلئون
مردها را شجاعت به جلو ميراند و زنها را حسادت. برنارد شاو
نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور
به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن ! . فردریش نیچه
مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان
اگر از طبقه بالا زن بگيريد، بهجاي خويشاوند ارباب خواهيد داشت. لئوپول
مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه
با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون
خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابيندرانات تاگور
زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد
هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند . لرد بایرن
زن تاج سر آفرينش است ، او شريک زندگي و يار ساعات درماندگي است. گوته
زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما
برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا
زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود
منشأ هر کار بزرگي زن است ، زن کتابي است که جز به مهر و محبت خوانده نمي شود. لامارتين
چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش . ويليام شکسپير
جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترين غرايز خود دور مي شود . فردریش نیچه
شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز
زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخي از زنان هستند كه نميتوانند خود را زيبا جلوه دهند. برنارد شاو
هر کجا مردي يافت شد که به مقامات عاليه رسيده يقيناً زني پاکدامن او را همراهي کرده است . شيلر
زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد, و مرد عاقل مي گذارد كه زنش اورا تربيت كند . مارك تواين
هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند . جونسون
مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند. داستايوفسكي
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ
زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمايشگر پاکي ، نمونه عطوفت و چشمه عنايت است . اقبال لاهوري
آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد . ابوفور
به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله
آیا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس . فردریش نیچه
زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده
زنان تحصيلكرده همسران خوبي از آب در مي آيند , زيرا براي اينكه توضيح بدهند كه چرا غذا شور يا بيمزه شده است كلمات بيشتري در اختيار دارند. باب هاپ
کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی
خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست . هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زن ها بنای خانواده ها را ویران نکرده است . چارلی چاپلین
کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان کاری بی اثر است و درست مانند آن است که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری دوباره بیرون می زند!! . ورا هتریکس
زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار
نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 1:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .
اُرد بزرگ
آری، برای شناکردن در جهت مخالف جریان رود، قدرت و جرأت لازم است؛هر ماهی مردهای میتواند همسو با جریان آب حرکت کند.
ساموئل اسمایل
اگر بخود اعتماد واطمینان داشته باشی همیشه جواب هر سوالی را که ازخود میپرسی میدانی
علت اینکه منتظری تا دیگری تأئید کند تنها از آنروست که بخود اعتماد نمیکنی!
تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است.
ميستر اكهارت
عشق دردناک است چون برای سعادت راه می آفریند.
عشق دردناک است چون دگرگون می کند.. عشق دگرگونی است و هر دگرگونی دردناک خواهد بود.
چون کهنه به خاطر نو ناگزیر است رها شود.. کهنه آشناست ... ایمن .. بی خطر.. نو مطلقا ناشناخته است.
شما در اقیانوس ناشناخته در حرکت خواهید بود.
..... انسان بدون عشق خودشیفته است. اوشو
مردم پست و دون همانند سراب مي مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)
نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 1:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا
عشق نخستین سبب وجود انسانیست . وونارگ
عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . ارد بزرگ
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . شکسپیر
عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی . شانفور
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست . کوستین
عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیل جبران
عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است . مادام دوژیرادرن
عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن
عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است . ژرژسان
عشق معجزه ایست . امیل زولا
عشق شیرینی زندگیست . مارسل تینر
عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند . سنت بوو
عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال
عشق گل کمیابی است . آندره توریه
عشق حادثه ایست . کولارن
عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله
عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن
عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز
عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم . کن بلانچارد
عشق یعنی ترس از دست دادن تو . مثل ایتالیائی
عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . مادام دواستال
عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند . لئوبوسکالیا
عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو
عشق رمز بزرگیست . افلاطون
عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد . شانفور
عشق نبوغ عقل است. توسنل
عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار . کراتس
عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود . مادموازل دوسگوری
عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت
عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار
عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند . کرنی
عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است . برنارد شاو
عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟
عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد . د. اسمیت
عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند . مارکوس بیکل
عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان
نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 12:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بگشادر ، سلامي كن
سلام اي مهربان مردم
خدا قوت
خنك باد آب ونان سفره هاتان گرم
بساط مهربانيتان مهيا باد
ودستان سخاوت بارتان ،در دست يكديگر
گوارا باد ، نوشانوش جام مهرورزيتان
هلا اي عاشقان
نمناكي چشمان پر احساستان زيباست
هزاران بوسه بر بازوي ياريتان
تبسم بر لبان مهرتان ،جاري
خدا همراهتان ،همراه تر باشيم
كه خوشبختي ميان دردمندان
سخت بي معناست
ملاقات خدا،بي مردمان!!!؟؟
هرگز
هرس كن شاخه هاي بهره مندي را
بگستر سفره زيباي خوبي را
مبارك باشد آن لبخند پر مهري
كه بغض بسته اي راباز ، بگشايد
بخشا مهربان ،عطر خوش پاك تبسم را
نشا كن ،نونهالان سبز خوبي را
با شمايم اي زلال انديشه گان
اي ياوران مهر آيينم
كويري روزگاران را
گوارا بارش پاك محبت ،هديه فرماييد
تلنگر بر دري بسته
خنك آبي به دست تشنه اي خسته
نوازش بر دلي بشكسته
جانا ، عالي دارد
كه در بستن به روي آرزومندان ، چه نازيباست
تو بگشا در ، سلامي كن
گره وا كن ز كار بسته افتاده غمناكي
بنوشان جرعه اي اميد ، در كام عطشناكي
نگاهي منتظر ، همراهي گرم نگاهت آرزو دارد
كه لرزش هاي آن دستان يخ كرده
سراغ هرم دستان تو را مي گيرداي عاشق
لبالب كن تو جام مهرورزي را
به چنگ آور عزيزا ، محكم حبل الهي را
ببخشا،مهرباني كن
چه مي گويم ، سراپا جاري لطف الهي شو
زميني بنده اي اما ، تو كاري آساني كن
آه من با تو ، كه نه ، با خود چه مي گويم
براي آشتي با خدا ، اينك تو بيرون مانده از خانه
تواي از او ، كنون برگرد سوي او
تو را بر جان حوا ، باز آدم شو
اي ....
اي مهربان ، همه بود و نبودم به فداي آن لحظه اي كه وجودم سرا پا تقصيرم را پذيرفتي!!
اي بهترين ، همه لحظه هاي عاشقانه زيستنم نثار آن شمعي باد كه وجودم را به خاطر رسيدن به تو روشن نگه داشت !!
اي با صفا تمام شكوفه سالهاي بها زندگيم به فداي به فداي يك ذره از مهرباني تو !!
اي رفيق ، از من بپذير مرواريد هايي را كه از صدف قلبم براي تو بيرون آمد ، فقط براي تو !!
اي صميمي ،اي خدا،قبول كن آن بوسه هايي را كه بر اي آرامي وجودم بر خاك آستان تو زدم ، قبول كن
حس پروانگي
ما برگ ريزان عشق را ديديم
اما
بر تن درختان بهاريمان لرزه اي نيفتاد
اي آسمان!
هر گز ما كوچ نكرديم
اگر چه سيلي سرما بر مانواخته شد
و آتش خشم
بر جان و تن ما
مي بيني كه ما پروانه هايي هستم
كه عاشقان سوختن است
باران مي داند
كه ما در شعله ها جان مي گيريم
و حس پروانگي را اين گونه آموختيم
تولد فرياد
پرواز
آسماني است
و غروب غربتي
چاه از تحمل انتظار لبريز است
و دهان تشنه اش
مرثيه خوان بركه هاي فراموشي است
آن كه از ابتداي آب مي آيد
و كوزه هاي مهرباني را هديه مي كند
هنوز در پشت آفتاب انتظار مي سوزد
و زخم سينه اش
قلب ها را دهان گشوده
كه تولد فرياد را زمزمه دارند
پرواز آسماني است
و غروب
غربتي
من يك چهار ديواري دارم
من يك چهار ديواري دارم
و دو پنجره
پنجره هايي كه هر روز منتظرند
منتظر انتظار من !
از يكي به زمين نگاه مي كنم
و از ديگري به آسمان
وآسمان به من لبخن مي زند ...
آسماني كه به چشم هاي من اميد ، صبر و تحمل
و به دست هايم قوت و انرژي
و به جانم آرامش مي بخشد
و من همه را تقديم زمين مي كنم
و زمين به من لبخند مي زند ...
زميني كه با دست هاي پرتوانم در آن بذر مي كارم،
با صبر و حوصله آبياري مي كنم،
و علف هاي هرزش را به همراه غصه هايم بيرون مي ريزم
زميني كه تمام عشق و محبتم را به آن مي دهم
و منتظر مي مانم ...
و حاصل آن همه مي شود شاخه هاي گل
گل هايي زيبا براي تو ...
آنگاه آسمان وزمين ازپشت پنجره هاي چهارديواري ام به من لبخندمي زنند
و نويد مي دهند كه تو ديگر از چهار ديواري من دور نيستي
......
من يك چهار ديواري دارم
نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 1:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
هنوز هم يكي داري !
مرد ثروتمندي كه مال فراواني داشت همراه خدمتكاران و زنان خود از مقابل مدرسه شيوانا عبور مي كرد. او را ديد كه روي تختي سنگي نشسته و با شاگردان صحبت مي كند. يكي از شاگردان اشاره به مرد ثروتمند كرد و از شيوانا پرسيد : " استاد ! مي بينيد اين مرد دو تا همسر دارد و به آين كار افتخار مي كند! "
شيوانا لبخندي زد و گفت:" او يثك همسر بيشتر ندارد !"
مرد ثروتمند كه صداي شيوانا را شنيده بود ايستاد و با فرياد زد: نخير! اين دو نفر همسران من هستند. اولين همسرم اين خانم زرد پوش بود كه با عشق با او ازدواج كردم و دومي اين بانوي سفيد پوش است كه او هم با محبت فراوان همسر من شد. هر دوي آنها مرا تا اعماق وجودشان دو ست دارند!؟
شيوانا دوباره با تبسم سرش را به علامت نفي تكان داد و گفت:"قبول ندارم. تو وقتي به سراغ همسر دوم رفتي ،از دل همسر اول بيرون افتادي.با فرض اين كه همسر دوم تو را بلهوس و عياش نداند و واقعا به خودت دلبسته باشد، پس نهايتا تو همين دومي را داري. اولي از سر ناچاري است كه همراهي ات مي كند! مي گويي نه ؟؟!! اين را مي تواني از هر زني از جمله زن دومت بپرسي!؟ متاسفم دوست من ! تو در خوشبينانه ترين حالت هميشه فقط يك همسر داشتي و هنوز هم يكي بيشتر نداري!"
معناي واقعي خششونت
شيوانا با شاگرداش صحبت مي كرد. خبر آوردند كه يكي از افسران امپراتور در بازار از فوشنده اي جنسي را ارزانتر از قيمت واقعي اش خواسته و چون فروشنده حاضر نشده جنس را به او بفروشد با خشونت با او رفتار كرده و با شلاق اسب فروشنده را به باد كتك گرفته است. شيوانا سراسيمه به بازار رفت وآن جا افسر را ديد كه مغرورانه از كاري كه كرده دفاع مي كند و مرد فروشنده را لايق خشونت مي داند.
شيوانا بي اعتنا به افسر امپراتور به سراغ مرد فروشنده رفت و او را دلداري داد و آن گاه با حالتي ناراحت گفت:"تو معناي واقعي خشونت را نمي داني! فقط چون حس مي كني به واسطه شغلي كه در درگاه امپراتور داري حق خشونت داري، چنين مي كني!؟"
افسر با عصبانيت گفت: " او بايد تفاوت مشتري ها را درك كند و وقتي مرا با ديگران يكي دانست لياقتش كمي شلاق و رفتار خشن است !؟"
شيوانا سري تكان داد و گفت:"اگر مي خواهي معناي واقعي خشونت را ياد بگيري ،خودت را جاي كسي بگذار كه مورد ظلم و خشونت قرار گرفته و از چشمان فرد ظالم و خشن در اين مورد قضاوت نكن.آن گاه وقتي خودت در جاي مظلوم قرار گرفتي خواهي فهميد كه خشن بودن چقدر زشت و نكوهيده است."
آن گاه شيوانا رو به شاگردانش كرد و به آنها گفت:" اگر هنگام عصبانيت خودتان را كنترل نكرديد و روزي اجازه داديد كه خشونت بر شما غالب شود، بدانيد آن روز براي جبران، خيلي دير خواهد بود."
زيبايي شرط نيست
يكي از شاگردان شيوانا غمگين و افسرده كنار جويبار نشسته بود و با چوب به سطح آب مي زد. شيوانا كنارش نشست و احوالش را پرسيد.پسر جوان گفت:به دختري علاقه مند شده ام كه صاحب جمال است و معصوم و با شرم.اما همان طوري كه مي بينيد من بهره اي از زيبايي نبرده ام وپسران زيادي در اين دهكده هستند كه از من زيباترند.به همين خاطر خوب مي دانم كه هرگز جرات نخواهم كرد عشقم را به او ابراز كنم و بايد به خاطر زيبا نبودن او را فراموش كنم؟
شيوانا دستي به شانه جوان زد و گفت: اين احساس دلتنگي كه در نگاه و دل و صدايت موج مي زند،اسمش شور و عشق و دلدادگي است. مي بيني كه عشق،بدون توجه به چهره و جمال به قول خودت نه چندان زيبا،قلب تو را تصاحب كرده و اين يعني براي عاشق شدن حتما لازم نيست كه فرد زيبا باشد.براي عاشق بودن و عاشق ماندن هم همين طور.زيبايي فقط به درد نگاه اول مي خورد تا توجه را به سمت خود جلب كند. وقتي نگاه در نگاه تلاقي كرد و جرقه عشقي ظاهر نشد،آن رخ زيبا ديگر به درد نمي خورد. اما نگاه تو با يك هم نگاهي به شعله عشقي پرشور تبديل شده و اين نشانه خوبي است.
من جاي تو بودم به جاي كلنجار رفتن با خودم و چوب بر آب زدن گلي مي چيدم و به خواستگاره يار مي رفتم. فقط هميشه به خاطر بسپار كه در مرام عاشقي زيبايي شرط نيست.عشق با خودش زيبايي را مي آورد و همه چيز را زيبا مي سازد.
نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 1:48 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تو خودت را خواهي يافت ....
آن گاه كه خورشيد بر آسمان وجودت تابناك شود.
آن گاه كه ابرهاي تيره از قله هاي سترگ وجودت رخت بربندند .
آن گاه خودت را خواهي يافت.
آن گاه كه شبنم شادي بر گونه ات بغلتد.
خود را خواهي يافت
خودرا خواهي يافت
آن گاه كه توفان باور،ذره ذره وجودت را دربرگيرد .
خود را خواهي يافت
آن گاه كه آيينه بنگري و هر آن چه را جز خود توست در آن نبيني
وآن چه مي بيني باور است وبس،آن گاه خود را خواهي يافت .
همان گونه كه ماه افق را باور دارد .
همان گونه كه خورشيد درخشش را
وهمان گونه كه گل رايحه را
وهمان گونه كه زمستان آوازباران را باور دارد .
آري خود راخواهي يافت
زودتر از آن كه ستارگان در چشمان وجودت بدرخشند .
خودراخواهي يافت
باورت اين باشد وبس
نوشته شده توسط یاسمین در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 2:26 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آموخته ام تنها نيازي كه مرا كامل ميكند نياز به خداست.
آموخته ام كه در همه لحظات ودر هر شرايطي به خدا اطمينان داشته باشم.
آموخته ام كه دوست خوب مانند الماس است.
آموخته ام كه گاهي كوچكترها بيشتر از بزرگترها مي دانند.
آموخته ام كه خدا تنها عشق است وعشق تنها خداست.
آموخته ام كه خدا هميشه همراه من است.
آموخته ام كه وقتي نا اميد ميشوم خداوند با تمام عظمتش ناراحت مي شود و عاشقانه انتظار مي كشد كه به رحمت او با ديگر اميدوار شوم.
آموخته ام كه اگر راجع به چيري نمي دانم با شهامت بگويم نمي دانم.
آموخته ام كه اگر به آن چه خواسته ام نرسيدم يعني خدا برايم بهتر از آن را فراهم كرده است.
آموخته ام كه قبل از رسيدن به هر هدفي بايد ظرفيت و فرهنگ آن را در خود پرورش داد.
آموخته ام كه اولين شرط رسيدن به هدف،علاقه است.
نوشته شده توسط یاسمین در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 2:24 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
خنده(مهرزاد)
عکس های عاشقانه
مطالب وعکسهای عاشقانه
نانسی(حسن)
با نوي ايراني
سعادت عاشقی
دریا
من و عشق
عاشقانه
عکس ومطالب عاشقانه
همه چیز توپ
جادو گر
همه چیز
غروب دل
يه دختره
دختر آبان
بوسه=فشار دو لب
نايس(حسین)
جوک و مسیج / اس ام اس های عاشقانه / اس ام اس های قشنگ / جوک و اس ام اس توپ و خفن / جوک / ج
وبلاگ عاشقا(اسماعیل)
با تو ولی تنها
ALOOOONK(آرمان)
دانلود بازی
اسکادران عشق
هككك و نرم افزار
آسمون هفتم
مطلب آموزنده+جوك
از شراب كهن خم الست
شعري براي تو...ساحل
ترانه هاي جديد
فقط آهنگ
گل سرخ(دانيال)
مجنونتم عشق هفت سالهي من
دو عاشق اينترنتي
ونوس(زهره)
فروشگاه سي دي عربي
عقرب سياه(بهزاد)
خداي عشق بهار(مصطفي)
قالب
گل
دوست داشتن از عشق بالاتر است
I LOVE YOU
آروم آروم دارم.......
بزرگترین مرجع اس ام اس عربی و فارسی
نوشته های پیشین
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل مهر 1387
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
طراح قالب
POWERED BY
