X
تبلیغات
عشق یعنی تمام زندگی

عشق یعنی تمام زندگی

کسی رادل مگر از سنگ باشد که بگذارد کسی دل تنگ باشد

خاطرات

یه روز عصر تو دفتر کارم نشسته بودیم بحث رو این بود که آدم میتونه از کی کمک بگیره

یکی ازحاجی های بزگ که من خیلی دوسش دارم یه جریانی رو از حضرت یوسف(ع) تعریف کردن که من خیلی دوس داشتم

حالا میخوام برا همه دوستان بگم :

میفرمود :

روزی که برادران حضرت یوسف اون حضرت رو تو چاه انداختن  ، حضرت یوسف لبخندی ملیح زدن همون موقع  جبرایل  حضور پیدا کرد ، پرسیدنند که حضرت چرا لبخند میزنید؟

حضرت یوسف فرمودند : چند روز پیش که با برادرهایم به صحرا رفته بودم پیش خود فکر کردم من با این ۱۱ برادر قوی و زرنگ خیلی خوشحالم و کسی نمیتواند مرا اذیت کند، حالا همین برادر ها مرا به چاه انداختن

پس من به این باید تکیه کنم که تنها پشت و پناه من خداس و تنها خدا از ما مراقبت میکند و ما نیاز به مراقبت بنده خدا نداریم


 

نوشته شده توسط یاسمین در شنبه دهم اردیبهشت 1390 ساعت 7:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


باور کنید

باور کنید، نیروی آدمی بیکران است.

باور کنید، هیچ کاری از اراده آدمی خارج نیست.

باور کنید،که از عشق آفریده شده اید، پس عشق را بیافرینید.

باور کنید، خدا هیچ گاه از بندگانش ناامید نمی شود ولی بندگان از او چرا!!

باور کنید، لایق بودن هستید.

باور کنید، که اکنون مهم ترین لحظه است.

باور کنید، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.

باور کنید، که شما هم می توانید.

و تمام باورهای خود را از ته دل باور کنید.

تا زندگی، شما را باور کند.


 

نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ساعت 11:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


خلاصه کتاب عشق و شور زندگی اثر باربارا دی آنجلیس

باربارا دی آنجلیس : این کتاب را با عشق و امتنائی بی پایان به شما هدیه می کنم





که خود هم " آغاز " و هم " طریق" و هم "پایان " عشق و شور زندگی واقعی و حقیقی من هستید.


باربارا دی آنجلیس : در آغاز تنها عشق بود. حتی زندگی و پیدایش شما بر روی این کره ی خاکی نیز



برخاسته از عشق است . این عشق بوده است که در یک لحظه مرد و زنی را آنچنان به سوی هم جذب



کرده است تا از تلفیق و اتحاد عاشقانه ی بدن آن ها بذر شما متولد گردد




باربارا دی آنجلیس : عشق مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند




باربارا دی آنجلیس : آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند

و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند




باربارا دی آنجلیس : عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست




باربارا دی آنجلیس : هر چه عشق و شور زندگی بیشتری از خود ابراز کنید برای دیگران

نیز بیشتر مقاومت ناپذیر خواهید شد و آن ها دیگر نخواهند توانست شما را نادیده بگیرند




باربارا دی آنجلیس : شما این توان را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید




باربارا دی آنجلیس : عشق به مراتب بزرگتر و فراتر از جاذبه ی فیزیکی و جسمانی ای است

که نسبت به شخص دیگری در خود احساس می کنیم . عشق حتی به مراتب فراتر از ایمان

به آرمان و غایتی برتر یا علاقه شور و اشتیاق نسبت به روابط ، کار یا حتی خانواده است .




باربارا دی آنجلیس : زندگی با عشق مستلزم جرات شهامت و تهور روحی بزرگی است




باربارا دی آنجلیس : عشق همان چیزی است که به شما امکان می دهد بارها و بارها متولد شوید




باربارا دی آنجلیس : عشق همان جوهره و هویت واقعی شماست .




باربارا دی آنجلیس : عاشق بودن به همان اندازه طبیعی است که نفس کشیدن و زنده بودن




باربارا دی آنجلیس : عشق ، ویژگی یا کیفیتی نیست که برخی با آن زاده شده اند

اما برخی دیگر محکوم هستند تا پایان عمر بدون آن سر کنند .




باربارا دی آنجلیس : عشق ، ویژگی نیست که اساسا نسبت به آن بیگانه باشید




باربارا دی آنجلیس : هر شروع دوباره ، هر رشد و تحول درونی و هر تغییر مسیری

که همواره از عشق و نیاز و گرایش درونی آغاز شده باشد به سمت حقیقت ، خوشحالی ،

خوشبختی و آزادی بیشتر است




باربارا دی آنجلیس : در سرتاسر طول زندگی باز همان عشق است که یگانه حامی و ناجی شماست .




باربارا دی آنجلیس : این همان عشق است که شما را در طی طریق به سوی خودکاوی

و خود شناسی یک دم تنها نمی گذارد ، آن هم هنگامی که نمی دانید به کدامین سو روانید

و در پی کدامین گم گشته اید




باربارا دی آنجلیس : هنگامی که منتظرید دیگران هیجان را به زندگی شما بازگردانند ،

برای تولید عشق و شور و نشاط به آنان وابسته می شوید و تماس خود را با منبع عشق درون

خود از دست می دهید




باربارا دی آنجلیس : هنگامی که برای احساس کردن متکی بر تحریکات خارجی می شوید


کنترل زندگی و نیز سرزندگی خود را به دست آن ها می سپارید




باربارا دی آنجلیس : عشق و شور زندگانی را از درون خودتان جست و جو کنید .

سرزندگی و زنده بودن را تنها از درون خودتان جویا شوید




باربارا دی آنجلیس : عشق همانند مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند




باربارا دی آنجلیس : آنان که از خود عشق ساطع می کنند ، با عشق زندگی می کنند


و با عشق نیز نفس می کشند دیگران را به سمت خود می کشانند




باربارا دی آنجلیس : عشق یگانه منبع نیرو و قدرت واقعی شماست




باربارا دی آنجلیس : هر چه بیشتر عشق و شور زندگی را از خود ابراز کنید ،

برای دیگران مقاومت ناپذیر تر خواهید شد و آن ها کمتر می توانند شما را نادیده بگیرند




باربارا دی آنجلیس : هر چه تعهد خود را نسبت به چیزی بیشتر کنید ،

عشق و شور و حال بیشتری نسبت به آن چیز در خود احساس خواهید کرد




باربارا دی آنجلیس : هر کاری انجام می دهید آن را با تعهد انجام دهید



باربارا دی آنجلیس : عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید




باربارا دی آنجلیس : هر انتخابی که می کنید به آن پایبند باشید




باربارا دی آنجلیس : آن گاه هر کاری که از شما سر بزند سرشار از عشق و شور زندگی خواهد بود




باربارا دی آنجلیس : تمامی روابط شما از عشق خواهد درخشید




باربارا دی آنجلیس : انتخاب های شما همگی از سر عشق خواهند بود




باربارا دی آنجلیس : هرگز اجازه ندهید ترس شما را به " بی تفاوتی " سوق دهد




باربارا دی آنجلیس : به گونه ای از عشق و شور خود مراقبت و پاسداری کنید که گویی گرانبها ترین دارایی شماست




باربارا دی آنجلیس : به گونه ای از آن دفاع کنید که گویی عزیزترین دوست و رفیق شماست




باربارا دی آنجلیس : آن گاه خواهید دید که زندگی با لطف و محبت ، زیبایی ، رحمت ،

شادی ، نشاط و شور و سرزندگی به شما پاسخ خواهد داد




باربارا دی آنجلیس : خود را به لحظه اکنون بسپار و امکانات آن را در خود راه بده

تصویر ذهنی خود را از آن چه باید باشد رها کن

تعابیر ، پیش فرض ها و پیش داوری های خود را رها کن

دست از کنترل وقایع و رویدادها بردار و آن ها را به حال خود رها کن. رها کن

حال شرایطی فراهم آورده ای تا اعجاز در آن ظهور کند

حال دریچه ای گشوده ای تا ناشناخته ها امکان ورود پیدا کنند

حال در قلب خود جایی برای عشق و شور زندگی باز کرده ای




باربارا دی آنجلیس : آخرین بار که به عشق و شور زندگی نهفته در وجود خود اجازه دادید

تا بیرون آید و کمی بازیگوشی کند کی بود؟

آخرین باری که از بازی با بچه هایتان به همان اندازه ی آنها لذت بردید ، کی بود؟

آخرین باری که از زنده بودن خود به هیجان آمدید کی بود؟

نگران نباشید دیگران درباره شما چه فکر می کنند.

به این فکر نکنید که آن چه را دوست دارید انجام بدهید چقدر عملی ، مفید ، یا موثر است.

مضحک باشید ، عاشق باشید ، با شور و حال زندگی کنید . خودتان باشید.





باربارا دی آنجلیس : تسلیم عشق خود شدن ، همان تسلیم شدن

به چیزی یا کسی بیرون از شما نیست .

بلکه تسلیم شدن در برابر قدرت عشق و شور و شعف درونی خود شماست.

این نوع تسلیم شدن همان تسلیم شدن در برابر خود واقعی تان است.





باربارا دی آنجلیس : چنانچه می خواهید راه خود را به سوی عشق و شور زندگی

بازیابید باید راه دل و قلب خود را بازیابید

آنجا ، در مرکز وجودی شما ، تمامی آن چه هستید سکونت دارد.

شما خود نور هستید

شما شور و شادمانی هستید

شما از جنس عشق هستید




باربارا دی آنجلیس : احساس شهوت تنها نقطه ی آغازین عشق ورزی و نمود فیزیکی

و جسمانی نیاز و گرایشی محض و نامحدود به زمان است. چرا که هسته ی مرکزی عشق و جاذبه ی

جسمانی نیز چیزی نیست جز میل و نیاز به آمیزش ، یگانگی ، نکاح و اتحاد با معشوق.

گر چه در ظاهر این بدن شماست که بدن معشوق را لمس می کند اما در واقع این روح شماست


که از طریق بدنتان به نوازش روح معشوق می پردازد.




باربارا دی آنجلیس : از عشق و جاذبه جسمانی

خود بپرسید : چرا می خواهی او را در کنار داشته باشی ؟

چرا می خواهی با او همبستر شوی ؟ سپس به زبان حال دل خود گوش دهید تا پاسخ را بیابید .

خواهید دید که ندای کوچکی در اعماق قلب تان

پاسخ خواهد داد : تا با او یکی بشوم و به یگانگی و وحدت وجود آغازین خود باز گردم.



باربارا دی آنجلیس : عشق از آنجا که با معشوق پیوند می خورید آغاز

می گردد و تا حرکت موزون و هماهنگی روح هایتان امتداد می یابد.


هنگامی که جان هایتان یکی می شوند ، آن گاه با تمامی وجود عشق خواهید ورزید.

دیگر چیزی بین شما نیست که از جنس عشق نباشد

پیوند مقدس همین است.

شور و شعف ، وجد و شادمانی واقعی هم ، این است.




باربارا دی آنجلیس : تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق


و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد.




باربارا دی آنجلیس : عشق ماندگار هرگز بر جاذبه ی جسمانی میان

شما و معشوق که همواره در حال تغییر است متکی نیست.




باربارا دی آنجلیس : عشق واقعی از روح شما نشات می گیرد


این نوع از عشق ناب هنگامی که خود را در دل و جان دیگری می یابید شکل می گیرد

و پیوند اعجاز گونه این دو را به جشن و سرور می نشیند.




باربارا دی آنجلیس : درست در همان لحظه که عشق شما خود را به نوعی ابراز می کند

حال چه از طریق آغوشی گرم ، نگاهی محبت آمیز یا رفتاری مهربانه ،

به قلمرو بی زمان قلب گام نهاده اید


مهم نیست پیش از آن چه اتفاقی افتاده است .

تنها این مهم است که چه اتفاقی خواهد افتاد.

تمامی آن چه براستی اهمیت دارد همین لحظه است .

تنها این عشق است که مهم است




باربارا دی آنجلیس : منتظرنمانید عشق شما را پیدا کند

زمین حاصلخیزی بیافرینید تا بذر عشق به سادگی در آن جوانه زند و رشد کند

خود را تمام و کمال و تا آن جا که در توان دارید با صداقت تمام به رابطه تان متعهد و پای بند کنید

قدرت تعهد بذر عشق میان شما و معشوق را آبیاری خواهد کرد و به آن این امکان را خواهد داد

تا در قلب شما به بار بنشیند




باربارا دی آنجلیس : به دنبال نکات مثبت و نقاط قوت دیگران باشید تا آن ها را پیدا کنید.

آن گاه دیگر بیست دقیقه با او باشید یا بیست سال تفاوتی نخواهد داشت

زمانی را که در این حال سپری کنید ، با عشق سپری می شود زیرا

در تمام طول این مدت شما در جست و جوی همین عشق بودید و همین عشق

بود که بدان دست می یافتید




باربارا دی آنجلیس : آن نوع از عشق که فراتر از بدن و جسم ماست

هنگامی ظهور می کند که با تمام وجود - و نه تنها با جسم خود - به معشوق عشق بورزیم.


این عشق برتر تنها هنگامی خود را نشان می دهد که با فکر و ذهن و قلب

و روح خود به فکر و ذهن و قلب و روح معشوق عشق بورزیم

سپس تمامی سلول های بدن ما از عشق به معشوق خواهد لرزید.

این همان عشقی است که در ایثار و از خودگذشتگی نهفته است.




باربارا دی آنجلیس : شور زندگی ترانه ای است که عشق می سراید

شور زندگی همان عشق است که به حرکت در آمده است


عشق و شور زندگی هنگامی نصیب تان می شود که آتش عشق را گرامی بدارید

و بیاموزید که همواره آن را روشن و فروزان نگه دارید.



باربارا دی آنجلیس : شما قدرت و توان آن را دارید که زندگی ای رضایت بخش

و سرشار از غنای روحی بیافرینید


شما توان آن را دارید که به زندگی خود معنا و هدفی برتر ببخشید


این توان تنها در عشق و شور زندگی شما نهفته است . جرات و شهامت

آن را به خود راه دهید تا عشق و شور زندگی را با خود به هر کجا که می روید ببرید.


جرات و شهامت آن را به خود راه دهید تا عشق و شور و زندگی تان

را به هر کس که خواستید و دوست داشتید نشان دهید.




باربارا دی آنجلیس : هر گاه زندگی با عشق و شور را بر می گزینید زندگی

نیز عشق و شور خود را برای شما بر خواهد گزید.




باربارا دی آنجلیس : کارتان را با عشق انجام دهید


با شکر و قدردانی تمام به سر کار بروید

و با عشق و شور تمام به آن دل بدهید

این یگانه شغل و تنها وظیفه اصلی شما بر روی زمین است

اینکه عشق بورزید . می توانید آن را هر زمان یا در هر کجا نیز انجام دهید.

هرگاه خود را با تمامی وجود وقف لحظه لحظه ی شغل ، کار و نیز زندگی تان کنید .

آن گاه موفقیت و دستیابی واقعی را تجربه خواهید کرد و رضایت و اقناع حقیقی را احساس خواهید نمود




باربارا دی آنجلیس : هنگامی که عاشق زندگی می شوید

دنیا را درست همچون عشاق از پس دیدگان عشق نظاره خواهید کرد.



دیدن و نگریستن از پس دیدگان عشق به این معناست که زیبایی را در تمامی چیزهای

این عالم ببینید و از راز و رمز و اعجاز هر لحظه به شگفتی و حیرت در آیید و در همه کس

و همه چیز به دنبال عشق باشید.




باربارا دی آنجلیس : مهم نیست چه کسی هستید ، چه شغلی دارید یا چگونه وقت

خود را می گذرانید . هر روزه فرصت های بی شماری در اختیار دارید تا زندگی اطرافیان

خود را از خود متاثر سازید . چه آنانی که می شناسید شان و چه آنان که برایتان بیگانه اند
چگونه؟
به عشق و شور زندگی خویش اجازه دهید خودش را ظاهر کند. از طریق کلمات ، چشمان ،

اعمال ، و حتی با زبان بی زبانی قلبتان.
نمود و ظهور عشق و شور زندگی در شما دعوتی است از دیگران تا عشق

و شور زندگی آنان نیز خود را نشان دهد.




باربارا دی آنجلیس : ایمان تنها زاده ی عشق و شور زندگی است

هر گاه به عشق و شور زندگی تسلیم می شوید و بر نیاز و گرایش خود به خوشبختی

و خوشحالی ، رضایت و حقیقت صحه بگذارید خود به خود به سر چشمه ی زندگی می پیوندید

که درون خود شما وجود دارد.


ناگهان حس بالایی از قدرت ، هدفمندی و ارتباط با چیزی به مراتب بزرگتر از آن

چه تا آن زمان آن را به عنوان " خویشتن خویش " می شناختید ، سر تا سر وجود

شما را فرا خواهد گرفت.
آن گاه در می یابید که ایمان همان امید و امیدواری نیست و اصولا هیچ ارتباطی نیز با آن ندارد.

در خواهید یافت که ایمان نوعی خود باوری و اعتماد به نفس است.

ایمان به نوعی علم به این که آگاهی و شعور کیهانی به شکل " شما " و " در شما "

به جریان افتاده و به کار گرفته شده است.




باربارا دی آنجلیس : به شکوه و اعجاز هستی و جهان پیرامون خود نگاهی بیاندازید.

همه جا را غرق در زیبایی خواهید دید. این زیبایی ها عشق درون شما را صدا می زنند

و فرا می خوانند.
شکوه و جلال جهان هستی را نظاره کنید و شکوه و جلال خود را به یاد آورید.

هرگاه به خود اجازه دهید تا هستی و آفرینش را با تمامی شکوه و عظمت آن حقیقتا نظاره کنید،

آن گاه به قطعیت اقتدار ، زیبایی و عشق و شور زندگی در خودتان پی خواهید برد زیرا شما

نیز بخشی از همین شکوه و عظمت هستید.

گویی آفریدگار هستی

به شما می گوید : من تو را دوست دارم . من عاشق تو هستم .

به همین دلیل این همه زیبایی ها را برای تو آفریده ام








باربارا دی آنجلیس : عشق نور است که هرچه را در مسیرش قرار بگیرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد.




باربارا دی آنجلیس : هر چه بیشتر عشق بورزید ، عشق و شور زندگی بیشتری به شما روی خواهد آورد.




باربارا دی آنجلیس : هر چه بیشتر عشق بورزید دیگران نیز مجوز آن را خواهند یافت تا عشق بیشتری به شما و نیز دیگران بورزند




باربارا دی آنجلیس : بدین ترتیب موهبت عشق و شور زندگی دست به دست

و سینه به سینه خواهد گشت بارها و بارها .

آیا به راستی این معجزه ای کم نظیر نیست ؟

هرگز نمی توان برای تاثیری که عشق شما بر جهان هستی خواهد گذشت پایانی متصور شد....




باربارا دی آنجلیس : زندگی هر یک از شما این توانایی و قابلیت را دارد که

عالی و فوق العاده باشد . هر یک از شما نیز این توانایی و قابلیت

را در خود دارید که از زندگی خود تا سرحد کمال لذت ببرید.

کلید این معما در زندگی همراه با عشق و شور زندگی نهفته است.


نویسنده : باربارا دی آنجلیس

مترجم: هادی ابراهیمی

مجله.موفقیت


 

نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 10:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

 

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

 

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

 

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند

 

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

 

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند

 

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.


 

نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه نوزدهم دی 1389 ساعت 1:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


(لئو بو سکا لیا)

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

(لئو بو سکا لیا)


 

نوشته شده توسط یاسمین در جمعه بیست و ششم آذر 1389 ساعت 1:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شكسپير

خیانت

شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...

 خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !

خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...

 خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد!


 

نوشته شده توسط یاسمین در جمعه بیست و ششم آذر 1389 ساعت 1:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دکتر شریعتی

آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم ٬ و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست.

---------***********--------**********----------**********-------

رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.التماس یک گرگ است!
ناله عاجزانه یک شیر!
نه……
گریستن یک مرد………!

--------***********--------*************----------*******---------

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

طعم توفيق را مي چشاند

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم

----------***********----------***********-------------******------

من آمده ام به نمایندگی از این طبقه تحصیل کرده بی دین

 نه تنها بی دین و بیگانه با دین شما.

 بلکه بیزار از دین و عقده دار نسبت به مذهب و فراری

 که به هر مکتبی

 به هر شعاری و به هر فلسفه دیگری متوسل می شود

 و پناه می برد از ترس مذهب شما!

-----------**********----------***********----------*******--------



 


 

نوشته شده توسط یاسمین در جمعه بیست و ششم آذر 1389 ساعت 1:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

  دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

  این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

  باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

 فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

 شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

 توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

 توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

 در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

 برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

 بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

 سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

 اما بگذار به سن تو برسند!

 بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

 و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

 و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

 به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

 تقصیر از ما نیست؛

 تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

 

نویسندشو نمیدونم کیه. ولی دلمو تکون داد


 

نوشته شده توسط یاسمین در جمعه بیست و ششم آذر 1389 ساعت 1:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کار دست نقاشه

سر کوچه کسی هس که غمی تو چشماشه

این غریبه میتونه بهترین من باشه

سر کوچه کسی هس خورشیده اگر بخواد

یا خود رنگین کمون اگه بارون بند بیاد

کار دست نقاشه میتونه خودش باشه

سر کوچه کسی هس که شبیهه قواش

کسی که خاطره هاش حتی تو خواب بهاشه

ته تاریکی شب هممون مثل همیم

برای شعله شدن این همه اما کمیم

کار دسته نقاشه میتونه خودش باشه

یه نفر اینجا هنوز دوس داره قد بکشه

از لج قراغلا طرح بدبد بکشه

سرکوچه دوتا دست پر تیغه های نور

کفشی از اقاقیل هدیه ای از راه دور

کار دست نقاشه میتونه خودش باشه

تکیه به درخت، درهتی از جنس بلور

سایه ای دل باز و ناز مثل یک آهنگ خوب

پشت قاب پنجره یک حضوری بی امان

رعد و برقی دل پذیر ، جان شیرین جهان

نکنه خود توئی تو که گوشت با منه

تویی که کوچه شب از قدمهات روشنه

کار دست نقاشه میتونه خودش باشه


 

نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه سی ام آبان 1389 ساعت 6:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آیا از اعتماد کردن به دیگران واهمه دارید؟

 

مشکلات اعتماد کردن به آدم ها

دوستی قدیمی دارم که نزدیک من زندگی می کند اما از پنج سال پیش تا به حال او را ندیده ام. دلیلش این نیست که به شهر دیگری رفته باشد، نه، به خاطر این است که تصمیم گرفته دیگر هیچوقت از خیابان رد نشود. او الان سالهاست که در خانه اش زندگی می کند و از آن بیرون نیامده است تا مبادا مجبور نشود از خیابان رد شود.

نمی خواهم فکر کنید که دوستم یک دیوانه است اما دلیل کار او این است که یکی از دوستانش در یک تصادف وحشتناک وقتی مشغول رد شدن از خیابان بود، جان خود را از دست داد. به همین خاطر بود که تصمیم گرفت خودش را در خانه حبس کند تا چنین اتفاقی دیگر برایش نیفتد.

می دانم عجیب به نظر می رسد اما این دقیقاً همان کاری است که مردم وقتی با اعتماد کردن به دیگران مشکل پیدا می کنند، انجام می دهند. وقتی فقط یک خیانت را تجربه می کنند یا می بینند که برای یکی از دوستانشان این اتفاق می افتد، آنوقت تصمیم می گیرند که دیگر به هیچ کس اعتماد نکنند.

چرا بعضی ها با اعتماد کردن به دیگران مشکل دارند؟

اگر کسی در خانواده ای بزرگ شده باشد که پدر و مادر به خاطر مسائل اعتمادی از هم طلاق گرفته باشند، او نیز اتوماتیک وار از اعتماد کردن به دیگران می ترسد. اگر مادرش به پدرش خیانت کرده باشد، پسری که در این خانواده بزرگ می شود دیگر قادر نخواهد بود به هیچ زنی اعتماد کند و البته برعکس این.

همچنین ممکن است بعضی ها وقتی می بینند که دوستشان در این مورد مشکلی دارد، از اعتماد به افراد واهمه پیدا می کند. مهم نیست که به خودش خیانت شده باشد یا عذابی که یکی از خیانت می کشد را دیده باشد، در هر دو مورد، ذهن ناخودآگاه او هنوز اعتماد کردن را به دیگران خطرناک می داند.

بعضی از والدین عادت دارند ذهن بچه ها را با افکار خیلی بدی در مورد اعتماد کردن به دیگران پر کنند، این والدین فقط چیزهایی که برای خودشان اتفاق افتاده را برای آنها تعریف می کنند و فکر میکنند که این اتفاقات برای همه مردم می افتد. و به همین صورت بچه با مشکلاتی در اعتماد کردن به دیگران بزرگ می شود.

وقتی فکر میکنید که آدمها قابل اعتماد نیستند

اگر هر عقیده ای را باور داشته باشید، ذهن ناخودآگاه شما همه دلایلی که نشان می دهد آن فکر صحت دارد را جمع می کند. ذهن ناخودآگاه شما بعضی از اتفاق های مهم را دور ریخته و فقط روی یکی از آنها که ثابت می کند آدمها قابل اعتماد نیستند تمرکز می کند. وقتی دختری فکر کند که نباید هیچوقت به هیچ مردی اعتماد کند، ذهن ناخودآگاهش اجازه می دهد عاشق یک دروغگو که بعدها به او خیانت می کند بشود تا به او ثابت کند به آدم ها نمی شود اعتماد کرد.

به همین دلیل است که خانم ها معمولاً وارد رابطه هایی می شوند که در آن از آنها سوءاستفاده می شود و دلیل آن هم این است که فکر می کنند مردها سوءاستفاده گرند. به همین دلیل ذهن ناخودآگاهشان برای ثابت کردن این مسئله به آنها همیشه مردهای سوءاستفاده گر برایشان پیدا می کند. البته من نمی گویم که آدمها فرشته اند، آدم های بد که نمی توان به آنها اعتماد کرد وجود دارند اما با این وجود آدم های خوب هم هستند. درست است که نمی شود به همه اعتماد کرد اما افرادی هستند که بتوان به آنها اعتماد کرد.

چطور دوباره اعتماد کنیم

در زیر به چند نکته عملی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند بتوانید دوباره به دیگران اعتماد کنید.

-        هروقت در اعتماد کردن به دیگران مشکل داشتید از خودتان این سوالها را بپرسید: اگر کسی قابل اعتماد نبوده است به آن معنا است که به همه دنیا نمی توان اعتماد کرد؟ اگر یک روز با ماشین تصادف کردم آیا به آن معنا است که دیگر هیچوقت نباید از خیابان رد شوم؟ اگر یکی از والدینم به دیگری خیانت کرده آیا به آن معنا است که همه دنیا خیانت می کنند؟ هرچه بیشتر از خودتان بپرسید بیشتر با افکار اشتباهتان وارد مبارزه می شوید و بیشتر به دیگران اعتماد خواهید کرد.

-        هرزمان که متوجه شدید درمورد کسی پیش داوری می کنید، به خودتان یادآور شوید که ذهن ناخودآگاهتان می تواند این فکر را به شما ثابت کند حتی اگر حقیقت نداشته باشد. تنها راه پیدا کردن حقیقت درمورد دیگران این است که از هرگونه تعصب خودداری کنید، فقط آنموقع است که خواهید فهمید که چه کسی واقعاً قابل اعتماد است و چه کسی نیست.

-        حتی اگر متوجه شدید که کسی قابل اعتماد نیست بدانید که آن فرد نشاندهنده همه جهان نیست، او فقط یک نفر است.

-        با صداقتتان به دیگران اجازه دهید به شما اعتماد کنند. افرادی که به دیگران خیانت می کنند و آنهایی که مداوم دروغ می گویند معمولاً خودشان هم در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارند چون فکر می کنند که بقیه هم مثل خودشان هستند.

لازم نیست به همه اعتماد کنید فقط باید بدانید که افرادی هستند که می توان به آنها اعتماد کرد


 

نوشته شده توسط یاسمین در یکشنبه شانزدهم آبان 1389 ساعت 9:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



----------- عشق یعنی تمام زندگی

عشق یعنی تمام زندگی

کسی رادل مگر از سنگ باشد که بگذارد کسی دل تنگ باشد

<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> موضوع <-PostCategory-> | لینک ثابت